سلام خدمت مخاطبين سایت مجله خودرو در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

اکثر پیکاپ های هوی دیوتی کوچه‌بازاری دارای ارتفاع بیشتری از سطح زمین بوده و دارای رینگ و لاستیک‌های بزرگ‌تری هستند.


اما بهتر است نگاهی به این فورد F-250 بیندازید زیرا مالک آن خواسته چیزی متفاوت بسازد بنابراین سری به گاراژ EVS زده تا ظاهری خشن‌تر برای تراک خود ایجاد نماید.


این تیونر که در هوستون تگزاس حضور دارد از جلوپنجره و سپر بسیار گیرا استفاده کرده و البته در شیشه جلو نیز از قطعه‌ای به نام ویکاول استفاده کرده است؛ و این همه‌ی موضوع نیست زیرا خودروی مورد بحث دارای چراغ‌های محوری نصب شده روی سقف، گلگیرهای گسترش یافته با پیچ و مهره‌های مشهود و حتی پیچ‌های بیشتر در نمای جلو است.


یک نوار چراغی دیگر در بخش عقبی نصب شده و قطعاً در زمان مانور دادن اواخر شب‌ها به کمک خواهد آمد. این فورد F-250 سپس به رنگ بدنه مشکی مات آراسته شده و دارای سیستم اگزوز افترمارکتی با خروجی‌های کرومی است.


ترکیب رینگ و لاستیک گیرای این پیکاپ قدبلند نیز کار فورجیاتو بوده و رینگ‌ها دارای الگویی ویژه است. لاستیک نیز از نوع آفرود هستند و در کل ظاهر خشن F-250 را ارتقا داده‌اند.


با در نظر گرفتن دیگر به‌روزرسانی‌ها، این خودرو هم‌اکنون می‌تواند به راحتی هر چه تمام‌تر از موانع عبور کند و درعین‌حال توجه همه را نیز به خود جلب نماید.


شما مخاطبين عزيز سايت تکاوران سایبری از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت مجله خودرو


سلام خدمت مخاطبين سایت مجله خودرو در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

کل تاریخ گرندپری لانگ بیچ با نام تویوتا گره خورده است؛ اما این یگانگی و همکاری نزدیک به پایان راه خود رسیده است…


موتور اسپورت گزارش داده که این خودروساز ژاپنی اسپانسری خود از گرندپری لانگ بیچ را پس از 44 سال به پایان رسانده است. گفته می‌شود این همکاری رکورددار بیشترین مدت‌زمان حمایت از یک رویداد موتور اسپورت می‌باشد.


تاریخ برگزاری این مسابقه که در لس‌آنجلس برگزار می‌شود به سال 1975 و استارت کار با عنوان فرمولا 5000 بازمی گردد. در طول این مدت طولانی تویوتا حتی با اینکه به‌صورت فعالانه در اکثر مسابقات حضور نداشت همچنان اسپانسر گرندپری لانگ بیچ باقی ماند.

مدیر انجمن گرندپری لانگ بیچ درباره این موضوع می‌گوید:

ما همکاری فوق‌العاده‌ای با تویوتا در طول این 44 سال داشتیم که یک رکورد در دنیای مسابقات محسوب می‌شود. البته در طول بحث‌های فراوانی که اخیراً صورت گرفت تویوتا تصمیم گرفت دیگر به عنوان اسپانسر مسابقات از ما حمایت نکند. البته این امر باعث می‌شود ما به دنبال یک اسپانسر جدید باشیم. ما درباره آینده مسابقات بسیار هیجان‌زده هستیم و تمامی فرصت‌های بالقوه را بررسی می‌کنیم.

تویوتا اولین خودروساز ژاپنی نیست که سایه حمایت خود از مسابقات مهم خودرویی در آمریکا را کنار می‌کشد. مزدا نیز همکاری خود با لاگونا سکا را در سال پیش به پایان رسانده است. امیدواریم دست‌اندرکاران گرندپری لانگ بیچ بتوانند اسپانسر مناسبی برای جایگزینی تویوتا پیدا کنند.


شما مخاطبين عزيز سايت تکاوران سایبری از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت مجله خودرو


سلام خدمت مخاطبين سایت مجله خودرو در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

مرسدس-ای‌ام‌جی GT در طول عمر کوتاه سه‌ساله خود تکامل زیادی داشته است. توسعه این خودرو ادامه داشته و از مدل استاندارد به نسخه فوق‌العاده‌ی S و سپس مدل الهام گرفته از مسابقات GT R رسیده است؛ و حالا نوبت مدل GT C می‌باشد.


این مدل به نوعی در مرکز خانواده قرار داشته و بین مدل‌های S و R قرار می‌گیرد اما آیا این به معنی تولید متوازن‌ترین و بهترین نسخه است؟ این نسخه از برخی شاخصه‌های GT R سود می‌برد که از جمله آن‌ها می‌توان به‌ فرمان پذیری چرخ‌های عقب، فاصله بیشتر بین چرخ‌های روبرویی و بدنه‌ای پهن شده اشاره کرد. همچنین تغییرات صورت گرفته در پیشرانه باعث شده‌اند این خودرو قوی‌تر از مدل GT S باشد.


البته خودروهای پرفورمنسی همچون مرسدس با قیمت بالا همراه هستند. با قیمت 130530 پوندی، مرسدس-ای‌ام‌جی GT C اصلاً ارزان نبوده و البته این قیمت باعث می‌شود یک حریف بسیار نزدیک به پورشه 911 توربو باشد. هر دو خودرو دارای پیشرانه‌های توربو و گیربکس‌های دوکلاچه بوده و پرفورمنسی فوق‌العاده دارند. همه‌ی این موارد باعث شده‌اند دو محصول هم‌وطن آلمانی را در رقابتی فشرده رو در روی یکدیگر قرار دهیم.

  • مرسدس-ای‌ام‌جی GT C

مدل

مرسدس-ای‌ام‌جی GT C کوپه

قیمت (پوند)

130530

پیشرانه

8 سیلندر 4 لیتری 549 اسب بخاری
شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت (ثانیه)

3.6

مصرف سوخت (لیتر در هر صد کیلومتر)

17.2
مالیات جاده‌ای سالانه (پوند)

450

 

ای‌ام‌جی GT S نتوانست به‌طور کامل پورشه 911 GTS را شکست دهد. ما مدل قوی‌تر GT C را در برابر مدل 911 توربو قرار داده‌ایم تا ببینیم این خودرو می‌تواند در برابر رقیب پرافتخار خود قد علم کند یا خیر.


ای‌ام‌جی صدای پیشرانه فوق‌العاده‌ای دارد. پورشه از نظر صدای تولیدی و شخصیت خاص خودرو نمی‌تواند با مرسدس برابری کند. در حالت مسابقه شاهد پاسخ تیز پدال گاز بوده و کمی تأخیر توربو وجود دارد.


با قدرت 549 اسبی و گشتاور 680 نیوتون متری که از دور 1900 پیشرانه در دسترس است قطعاً پرفورمنسی فوق‌العاده وجود خواهد داشت. دنده‌های این خودرو کوتاه‌تر از 911 بوده بنابراین شتاب گیری بین دنده‌ای آن کمی بهتر از پورشه است؛ اما از آنجایی که نیروی پیشرانه تنها به چرخ‌های عقب انتقال می‌یابد بنابراین حتی با وجود لانچ کنترل هم مرسدس نمی‌تواند در بحث شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت با پورشه رقابت کند. ولی رکورد 3.6 ثانیه‌ای هنوز هم بسیار سریع است.


همانند دیگر اعضای خانواده GT، این مدل هم دارای شاسی سفتی بوده و حتی در حالت کامفورت هم ناهمواری‌ها کاملا عیان هستند. دو مرحله سفتی قابل انتخاب است که باعث می‌شود خودرو در حالت بهتری وارد پیچ‌ها شود. البته این وضعیت بیشتر در پیست مؤثرتر است.


فرمان GT C هم گیراست. این فرمان تیز باعث می‌شود دماغه طویل و کم ارتفاع خودرو به‌طور زیبایی به رأس پیچ حمله کند. این فرمان بیشترین حس را نداشته و البته در ترکیب با شاسی کمی عصبی پکیجی را ارائه می‌نماید که همیشه بهترین نیست. تأثیر فرمان پذیری چرخ‌های عقب در پیچ‌های کم سرعت مشهود بوده و به گردش خوب خودرو کمک می‌کند. این سیستم مزیت دیگری هم دارد که به آن اشاره خواهیم کرد.


شکی وجود ندارد که چسبندگی این خودرو برجسته بوده و کشش آن نیز با فشار پدال گاز مناسب ارزیابی می‌شود. ای‌ام‌جی به روش خود باعث درگیری راننده می‌شود. کافی است سیستم ESC را خاموش کنید و با دیفرانسیل لغزش محدود با کنترل الکترونیکی احساس پایداری را در یک خودروی دیفرانسیل عقب و پیشرانه جلو تجربه نمایید.

همه‌ی این‌ها کاراکتری را ایجاد کرده‌اند که متفاوت از همه‌ی خودروهای دیگر می‌باشد.

نظرات آزمایش‌کنندگان: آپشن های شخصی‌سازی زیادی در GT C وجود دارد. از رنگ بدنه گرفته تا تریم فیبر کربنی کابین و رینگ‌های آلیاژی متفاوت. ترمزهای سرامیکی کامپوزیتی نیز با بهای 5995 پوند در دسترس می‌باشند.

  • پورشه 911 توربو

مدل

پورشه 911 توربو
قیمت (پوند)

129987

پیشرانه

6 سیلندر 3.8 لیتری تخت 533 اسب بخاری
شتاب صفر تا 96 کیلومتر در ساعت (ثانیه)

2.8

مصرف سوخت (لیتر در هر صد کیلومتر)

11.4
مالیات جاده‌ای سالانه (پوند)

450

 

پورشه کمی ارزان‌تر از مرسدس است اما فاصله دو خودرو از نظر قیمتی ناچیز است. البته باید گفت خودرویی که تصاویر مشاهده می‌کنید مدل توربو S است.


پیشرانه 911 توربو قدرت 533 اسبی و گشتاور 710 نیوتون متری دارد. گشتاور پورشه کمی بیشتر از GT C بوده و به لطف ژئومتری متغیر توربوهای پورشه اساساً تأخیری وجود ندارد.


این پیشرانه در ترکیب با سیستم چهار چرخ محرک و لانچ کنترل باعث ایجاد شتاب فوق‌العاده‌ی 2.8 ثانیه‌ای می‌شود که هشت‌دهم ثانیه سریع‌تر از رقیب است. دنده‌ها در حالت اسپورت پلاس سریع‌تر از مرسدس تعویض می‌شود.


در شتاب گیری بین دنده‌ای پورشه به اندازه مرسدس سریع نیست اما در جاده پرفورمنس بهتری داشته زیرا شما می‌توانید به لطف سیستم چهار چرخ محرک همواره از نیروی پیشرانه سود ببرید.


فرمان این خودرو سنگین‌تر بوده و فیدبک بیشتری دارد. دماغه پورشه 911 احساس پایداری بیشتری داشته و پیش‌بینی پذیر تر است. این خودرو کشش زیادی داشته و طراحی پیشرانه عقب یکی از مزیت‌های پورشه می‌باشد.


پیشرانه 911 توربو شخصیت خاص خود را داشته اما به اندازه غرش‌های 8 سیلندر مرسدس هیجان‌انگیز نیست.


واضح است که شاسی پورشه فاصله‌ای مناسب با AMG ایجاد می‌کند. دامپرها احساس رضایت‌بخش و کنترل بیشتری داشته و اعتماد بیشتری نزد راننده ایجاد می‌کنند. سیستم تعلیق 911 اکثراً راحت و پایدار بوده اما هنوز هم در دست‌اندازها کمی ناهنجاری دارد. این خودرو با وجود میله‌های ضد لغزش فعال در سر پیچ‌ها پایدار و تخت می‌باشد.

نظرات آزمایش‌کنندگان: پرفورمنس فوق‌العاده‌ی 911 توربو چیزی است که بسیار مؤثر می‌باشد. البته این پرفورمنس با توازن راحتی و استفاده روزمره همراه شده است.

مقایسه مرسدس-ای‌ام‌جی GT C با پورشه 911 توربو

رتبه اول: پورشه 911 توربو

911 توربو با ترکیب پرفورمنس، استفاده روزمره و هندلینگ خود غلبه بر رقیب را ثابت کرده است. این خودرو کشش فوق‌العاده‌ای داشته و سیستم تعلیق آن بهتر از AMG می‌باشد. بدین ترتیب 911 توربو راحت‌تر بوده و هزینه‌های ارزان‌تری داشته و البته فضای کابین و بار آن اندکی بیشتر می‌باشد. همچنین سیستم اطلاعات سرگرمی پورشه بهتر از GT C می‌باشد.

رتبه دوم: مرسدس-ای‌ام‌جی GT C

AMG در خودروی GT C کاراکتری را ایجاد کرده که دوست‌داشتنی است. البته شاسی این خودرو نمی‌تواند با حریف برابری کند. این خودرو در مقایسه با 911 توربو گران‌تر بوده و بخشنده‌تر هم نیست بنابراین از نظر قدرت کمی عقب‌تر حرکت اما نباید از صدای اعتیادآور پیشرانه 8 سیلندر آن به این راحتی‌ها عبور کرد.

  • دیگر گزینه‌ها در این کلاس

آئودی R8 V10 کواترو

قیمت: 126200 پوند

پیشرانه: 10 سیلندر 5.2 لیتری 533 اسب بخاری
آئودی آر 8
برخلاف رقبای حاضر در این تست، R8 از پیشرانه تنفس طبیعی استفاده می‌کند. این خودروی 10 سیلندر دارای صدای فوق‌العاده و همچنین پرفورمنس خط مستقیم درگیر کننده‌ای می‌باشد.

استون مارتین ونتیج

قیمت: 120900 پوند

پیشرانه: 8 سیلندر 4 لیتری 503 اسب بخاری

این خودروی بریتانیایی توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. استون مارتین ونتیج جدید از همان بلوک پیشرانه GT C استفاده می‌کند اما توازن بهتری در پشت فرمان دارد.

منبع: autoexpress


شما مخاطبين عزيز سايت تکاوران سایبری از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت مجله خودرو


سلام خدمت مخاطبين سایت مجله خودرو در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

آئودی RS5 اسپورت بک 2019 که نسخه کوپه از مدل کاربردی‌تر 5 درب می‌باشد در آمریکا قیمت پایه 74200 دلاری خواهد داشت. البته به این مبلغ باید 995 دلار هزینه تحویل را نیز اضافه کنید. بدین ترتیب برادر اسپورت بک 4300 دلار گران‌تر از نسخه کوپه می‌باشد.


RS5 اسپورت بک 2019 از پیشرانه 6 سیلندر 2.9 لیتری توئین توربو با خروجی 444 اسب بخار و گشتاور 600 نیوتون متری سود می‌برد و یک گیربکس 8 سرعته اتوماتیک نیروی پیشرانه را به هر چهار گوشه خودرو می‌فرستد.


این خودرو در خط مستقیم می‌تواند تنها در 3.8 ثانیه از سکون به تندی 96 کیلومتر در ساعت برسد و حداکثر سرعت نیز به 250 کیلومتر در ساعت محدود شده است. البته شتاب نسخه اسپورت بک یک دهم ثانیه کندتر از مدل کوپه است. شایان ذکر است با سفارش پکیج دینامیک پلاس حداکثر سرعت خودرو به 280 کیلومتر در ساعت می‌رسد.


نسخه RS در مقایسه با S5 اسپورت بک 7 میلی‌متر کم ارتفاع‌تر بوده و درحالی‌که سیستم تعلیق اسپورت ثابت در این خودرو به‌صورت استاندارد بکار رفته اما خریداران می‌توانند دامپرهای تطبیقی را نیز انتخاب کنند.


هر دو مدل RS5 اسپورت بک و کوپه برای مدل سال 2019 دارای به‌روزرسانی‌های تجهیزاتی زیادی بوده و بنابراین می‌توانید ناوبری MMI پلاس آئودی، کاکپیت مجازی، آئودی کانکت پرایم، سیستم پایش باد لاستیک، آئودی فون باکس و پورت‌های شارژ USB در عقب را بدون هزینه‌ای اضافی در اختیار داشته باشید.


همچنین مدل سال 2019 این خودرو دارای دستیار پارک فرمان بوده که به‌صورت خودکار فرمان خودرو را در خطوط تشخیص داده شده یا فضاهای پارک مشخص می‌چرخاند.


شما مخاطبين عزيز سايت تکاوران سایبری از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت مجله خودرو

دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش به نام من هستم

در این پست می توانید آهنگ جدید بابک جهانبخش من هستم را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ بابک جهانبخش من هستم

Download New Song By Babak Jahanbakhsh  Called Man Hastam

خواننده نام آهنگ شاعر دسته بندی
بابک جهانبخش من هستم محسن شیرالی آهنگ غمگین

 

نوشته دانلود آهنگ بابک جهانبخش من هستم اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


سلام خدمت مخاطبين سایت مجله خودرو در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

ابعاد سانروف‌های خودروها در سال‌های اخیر افزایش یافته و به همین نسبت به خطر بالقوه آنها، یعنی خرد شدن ناگهانی، افزوده شده است؛ موضوعی که ممکن است به هر دلیلی برای سرنشینان رخ دهد. بر این اساس، برخی از خودروسازان و از جمله تسلا و ولوو، به سراغ راهکاری ساده رفته‌اند که می‌تواند این خطر را دفع کند؛ اینکه از شیشه‌های چندلایه، مشابه شیشه‌های موردنیاز برای جلوی خودروها، استفاده کنند. این در حالی است که برخی دیگر از خودروسازان، این نوع شیشه را تنها برای برخی از سانروف‌هایشان استفاده می‌کنند و همچنین برخی دیگر نیز همچنان به «شیشه‌های حرارت‌دیده» اکتفا دارند.


در بررسی‌ای که در سال ۲۰۱۷ بر روی ترکیدگی سانروف‌ها توسط کانسومر ریپورتز انجام شده، حداقل ۸۵۹ نمونه در پایگاه داده سازمان ملی ایمنی بزرگراه‌های امریکا (NHTSA) گزارش شده است. شکایت‌ها از طرف مصرف‌کنندگان، تعداد ۲۰۸ مدل خودرو و ۳۵ برند مختلف را در بر گرفته‌اند.

البته سابقه سانروف‌ها در این زمینه، به بیش از ۲۰ سال قبل باز می‌گردد، امّا گزارش‌ شکایت از آنها از سال ۲۰۱۱ رشد قابل‌توجهی پیدا کرده است. سال ۲۰۱۱، شروع زمانی است که محبوبیت سانروف‌های بزرگ در دنیای خودرو افزایش یافته است. بلومنتال (Blumenthal)  و مارکی (Markey)، سناتور‌های ایالات کاناتیکت و ماساچوست در امریکا، در پاسخ به گزارش کانسومر ریپورتز، نامه‌نگاری‌هایی به ۱۷ خودروساز عمده داشته‌اند. در این نامه‌ها از کمپانی‌ها و گروه‌های مرتبط با آنها پرسیده شده که برای رفع مشکل سانروف‌ها چه اقدامی انجام داده‌ شده و از چه نوع شیشه‌ای، لایه‌ای یا حرارت‌دیده استفاده می‌شود.


شیشه‌های چند لایه که متشکل از دو صفحه با اتصال یک لایه پلاستیک بین آنهاست، به گونه‌ای طراحی شده که حتی در صورت شکستگی و خرد شدن نیز فرم خود را حفظ کند و به این وسیله، خطر پرتاب تکه‌های شیشه را کاهش دهد. امّا شیشه‌های موسوم به حرارت‌دیده، نوعی از شیشه هستند که در پنجره‌های کناری و عقب خودروها به کار برده می‌شوند. البته این نوع شیشه‌ها نیز نسبت به شیشه‌های معمولی، ایمن‌تر هستند و برای خرد شدن به تکه‌های کوچکتر طراحی شده‌اند. امّا در عین حال، این شیشه‌ها در هنگام «خرد شدن» می‌توانند به صورت ناگهانی و با تکه‌های زیاد به سمت قربانی پرتاب شوند.

پاسخ خودروسازان

سه کمپانی خودروساز شامل فراری، تسلا و ولوو در پاسخ به سناتورها، اعلام کرده‌اند که در تمام محصولاتشان که سانروف‌های پانورامیک دارند، از شیشه‌های چند لایه استفاده شده است. جوابیه تسلا به عنوان نمونه:

تمام سانروف‌های وسایل نقلیه کنونی و قبلی تسلا از شیشه‌های چند لایه استفاده می‌کنند. این نوع شیشه در معرض خطر پرتاب خرده شیشه، مطابق آنچه در نامه شما عنوان شده است، نمی‌باشد.

وقتی کانسومر ریپورتز گزارش‌های مربوط به پایگاه داده شکایات NHTSA در سال قبل را بررسی می‌کند، هیچ‌گونه سندی مبنی بر ترکیدن شیشه سانروف‌ در مدل‌های فراری یا تسلا یافت نمی‌شود. این در حالی است که ولوو تعداد ۹ شکایت را در این زمینه در ۲۰ سال گذشته تجربه کرده است.


پنج خودروساز دیگر در جواب نامه سناتورها، اعلام داشته‌اند که حداقل در برخی مدل‌هایشان، از شیشه‌های چند لایه بهره گرفته‌اند. هوندا، جگوار لندروور و سوبارو، کمپانی‌هایی بوده‌اند که مدل‌های با سانروف شیشه چند لایه را نیز مشخص کرده‌اند (هوندا پایلوت شاسی‌بلند، دیسکاوری، دیسکاوری اسپورت، اووک، وِلار، ای-پیس، اف-پیس، XE، XF و اف-تایپ، سوبارو اسنت و فارستر) ، امّا فورد و نیسان از اعلام نام مدل‌ها خودداری نموده‌اند.

بنابر اعلام ب‌ام‌و، فیات کرایسلر، جنرال‌موتورز، هیوندای، کیا، مرسدس‌بنز و فولکس‌واگن، این خودروسازان همچنان از شیشه‌های حرارت‌دیده برای سانروف استفاده می‌کنند.

در این میان، تویوتا پاسخی در رابطه با اینکه از کدام نوع شیشه برای سانروف‌ها استفاده می‌کند، نداده است و صرفاً به این نکته اشاره کرده که این طراحی‌های این کمپانی و از جمله سانروف‌ها، بر اساس «استانداردهای فدرال ایمنی وسایل نقلیه موتوری» است.

مزدا نیز اعلام کرده که از شیشه حرارت‌دیده برای سانروف استفاده می‌کند و این در حالی است که هیچ‌کدام از مدل‌های مزدا دارای سقف آفتابگیر پانورامیک نیستند.


ویلیام والاس (William Wallace)، تحلیلگر ارشد بخش «اتحادیه مصرف‌کنندگان» از کانسومر ریپورتز در این زمینه می‌گوید:

سرنشینان خودروها، به‌ویژه در هنگام حرکت در خیابان‌ها، نباید با خطر پرتاب شیشه از سقف مواجه شوند. جای امیدواری است که برخی از کمپانی‌ها از شیشه‌های ایمن برای این منظور استفاده می‌کنند، امّا هنوز خیلی‌ها در صنعت خودرو هستند که اقدام کافی برای حفظ جان مشتریان انجام نداده‌اند. خودروسازان می‌بایست این مسئله را در محصولاتشان حل کنند و وسایل نقلیه‌ای را طراحی کنند که این موضوع را به عنوان اولویت نخست درنظر بگیرد.

منبع: consumerreports


شما مخاطبين عزيز سايت تکاوران سایبری از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت مجله خودرو


سلام خدمت مخاطبين سایت مجله خودرو در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

خریداران ایرانی، آپشن دوست هستند و نمونه آن را می‌توان در سفارش گرم‌کن صندلی و حتی فرمان گرم‌کن‌دار در این سرزمین اکثراً گرم دید. اما آیا آپشن‌های متنوعی که خودروسازان ارائه می‌کنند ارزش اضافه پرداخت را دارند؟ در این نوشتار شما را با 5 آپشنی که از دیدگاه سایت Cars.co ارزش پرداخت پول اضافی را ندارند آشنا خواهیم کرد!


خرید خودروی جدید با صرف هزینه زیادی همراه است اما همه‌ی ما این را قبل از خرید می‌دانیم؛ و به خاطر اینکه بسیاری از مصرف‌کنندگان احساس می‌کنند خودروی موردنظرشان باید خاص باشد خودروسازان و یا برخی نمایندگی‌ها طیف وسیع و متنوعی از آپشن‌ها را ارائه می‌کنند. خوشبختانه بسیاری از آپشن‌هایی که قبلاً عرضه می‌شدند هم‌اکنون به‌صورت استاندارد در خودروها وجود دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به سیستم تهویه مطبوع، فرمان هیدرولیک و کیسه‌های هوا اشاره کرد.

اما هنوز هم برخی از آپشن ها وجود دارند که صادقانه باید گفت به‌دردنخور هستند. بله شما می‌خواهید خودرویی که می‌خرید یکتا باشد اما قطعاً بودن پول بیشتر در حسابتان اولویت بالاتری است نه؟ قطعاً برخی آپشن‌ها ارزش اضافه پرداخت دارند و برخی حتی می‌توانند جان شما را حفظ کنند اما هنوز هم مواردی هستند که نه تنها پولتان را حرام می‌کنند بلکه در زمان فروش خودرو هیچ ارزش‌افزوده‌ای ایجاد نمی‌کنند.

این شما و این هم 5 آپشن اضافه‌ای که واقعاً ارزش هزینه بیشتر ندارند.

  • ناوبری ماهواره‌ای


سیستم‌های ناوبری ماهواره‌ای در عصر پیش از ظهور گوشی‌های هوشمند یک ویژگی لوکس محسوب می‌شدند. این روزها سیستم‌های ناوبری یکپارچه به‌طور گسترده‌ای در دسترس بوده اما هنوز هم خرید آن‌ها هزینه‌بر است. برای مثال سیستم ناوبری MMI پلاس آئودی را در نظر بگیرید که در مدل A3 اسپورت بک با هزینه قابل‌توجهی ارائه می‌شود. این سیستم اطلاعات مسیر و ترافیک را به اطلاع راننده می‌رساند.

اگر خواهان ناوبری پایه باشید بازهم باید چند صددلاری بپردازید که برابر با اختلاف قیمت مدل موردنظر با یک تریم بالاتر می‌باشد. با وجود برنامه‌هایی همچون گوگل مپ و ویز، دلیل چندانی برای سفارش ناوبری ماهواره‌ای مخصوصاً در زمانی که تنها از برنامه ناوبری روی گوشی استفاده می‌کنید وجود ندارد. این برنامه‌ها حداقل استفاده از اینترنت را داشته و بسیار ارزان‌تر از سیستم‌های ناوبری خودرویی می‌باشند.

  • صندلی‌های تهویه دار با/بدون عملکرد ماساژ


صندلی‌های گرم شونده خوب هستند و همیشه در آب‌وهوای سرد به درد می‌خورند. این صندلی‌ها نسبتاً ارزان هم به شمار می‌آیند. اگر شما خواهان صندلی‌های گرم و سرد شونده باشید که معمولاً با تنظیمات برقی هم همراه هستند قیمت آپشن موردنظر بیش از سه برابر خواهد شد.

یک صندلی جلوی تهویه دار در مرسدس بنز E کلاس چند هزار دلار قیمت دارد که در زمان فروش خودرو اصلاً به چشم نخواهد آمد؛ و صندلی‌های ماساژوردار هم این‌گونه بوده و شما به ندرت نیازمند ماساژ خواهید بود… مهم نیست که این صندلی‌ها به چند روش بدن را ماساژ می‌دهند زیرا هرگز عملکرد مناسب ماساژ واقعی را نخواهند داشت.

  • سانروف و سقف پانوراما


اگر به دنبال این هستید که ب ام و X3 جدید خود را با سانروف پانورامیک برقی خریداری کنید پس انتظار چند هزار دلار قیمت بیشتر را داشته باشید. این بهایی گزاف برای داشتن شیشه‌ای بالای سر است که اجازه می‌دهد نور آفتاب به سرتان بتابد و کابین خودرو را در تابستان به یک گلخانه تبدیل نماید. روزهایی که اجازه داشتید سرتان را از سانروف بیرون بیاورید و بیرون آن داد بزنید گذشته‌اند بنابراین آیا واقعاً نیازی به این آپشن وجود دارد؟ اگر به دنبال این هستید که احساس حضور در یک خودروی روباز را شبیه‌سازی کنید شاید بهتر باشد به دنبال خرید یک خودروی روباز باشید!


خودروسازان بیشتری می‌خواهند مه شکن‌های جلو را حذف کنند و این امر ثابت می‌کند که سفارش مه شکن‌های جلو واقعاً هدر دادن پول است. نیویورک‌تایمز گزارش داده مه شکن‌ها سال پیش توسط خودروسازان حذف شده‌اند زیرا به لطف چراغ‌های جلوی تکنولوژیک امروزی دیگر نیازی به آن‌ها وجود ندارد. دیگر سؤالی که در زمان سفارش این آپشن باید از خود بپرسید این است که واقعاً چه مقدار از مه شکن استفاده می‌کنید؟ اگر در منطقه‌ای زندگی می‌کنید که واقعاً مه وجود ندارد بنابراین سفارش آن در خودرو حرام کردن پول است.

همچنین بسیاری از مه شکن‌ها بیشتر شبیه نور جانبی عمل کرده و کارایی واقعی چندانی ندارند. مه شکن‌ها تنها محدوده کمی از جلوی خودرو را روشن می‌کنند بنابراین می‌توانید بدون آن‌هم به رانندگی خود بپردازید.

  • رینگ‌های بزرگ


این مورد به نوع خودرویی که می‌خرید بستگی دارد اما اکثر اوقات رینگ‌های بزرگ‌تر کاملاً باعث هدر رفت بودجه شما می‌شوند. اگر خواهان یک ب ام و x3 با رینگ‌های 21 اینچی هستید باید بازهم چند هزار دلاری را کنار بگذارید. همه‌ی این پول در واقع صرف کمی زیباسازی ظاهر خودرو می‌شود. شاید احساس کنید همین دلیل برای سفارش یاد شده کافی است اما تا زمانی که لاستیک‌ها را تعویض نمایید صبر کنید… قیمت لاستیک بسته به سایز رینگ افزایش می‌یابد بنابراین شاید در هنگام تعویض لاستیک آرزو کنید کاش همان رینگ‌های 16 اینچی عادی را نگه می‌داشتید. تا زمانی که هدف شما از سفارش رینگ‌های بزرگ‌تر بهبود هندلینگ و پایداری خودرو در پیست و امثال آن نباشید باید بدانید که صرف هزینه برای آن‌ها دلیلی ندارد. جدای از همه‌ی این‌ها یک قانون کلی وجود دارد: هرچه دیواره لاستیک کوتاه‌تر باشد سواری خودرو سفت‌تر خواهد بود.

تنها برخی آپشن های معدود وجود دارند که می‌توان پول خود را برای آن‌ها صرف کرد. این موضوع را حتماً باید پیش از سفارش آپشن ها در نظر داشت. خرید خود را نه با قلب بلکه با عقل انجام دهید و در زمان نگاه به لیست آپشن ها از خود بپرسید که آیا واقعاً به آن‌ها نیاز دارید یا خیر. به این ترتیب شما می‌توانید پول زیادی را صرفه‌جویی کنید و در زمان فروش خودروی خود احتمال حمله قلبی را کاهش دهید!

  • مورد قابل ذکر داخلی

یکی از به درد نخورترین آپشن هایی که صنعت خودرو به خود دیده زه جانبی پراید است که البته نیازی نیست شما آن را سفارش دهید! خود خودروساز گرامی پول زه را از شما گرفته و به دلایل کاملا عملی و مهندسی (!) زه را از روی درهای پراید حذف کرده تا به این ترتیب ظاهر نوینی برای پراید سی و چند میلیون تومانی شما ایجاد شود! از این همه خلاقیت لذت ببر خریدار گرامی…!

منبع: cars


شما مخاطبين عزيز سايت تکاوران سایبری از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت مجله خودرو

بررسی آئودی SQ7 ورسپرانگ 2018 جدید

بدون دیدگاه


سلام خدمت مخاطبين سایت مجله خودرو در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

اگر فکر می‌کنید یک شاسی‌بلند 5 متری نمی‌تواند متمایز و برجسته باشد بهتر است دوباره فکر کنید زیرا این آئودی SQ7 ورسپرانگ ادیشن با همه فرق می‌کند! این خودرو نسخه‌ای متفاوت و ویژه‌ی بزرگ‌ترین و قدرتمندترین شاسی‌بلند آئودی بوده و باعث شده خودرویی با ابهت گیراتر از قبل شود.


ورسپرانگ ادیشن خودرویی گران‌بهاست. اگر درباره آپشن های یک خودرو هیجان‌زده شوید قطعاً این آئودی SQ7 سفارشی را انتخاب خواهید کرد. قیمت این شاسی‌بلند حدود 90 هزار پوند است که 15 هزار پوند گران‌تر از برادر استاندارد می‌باشد. پکیج ورسپرانگ برای نسخه استاندارد Q7 نیز در دسترس بوده و 25 هزار پوند را به قیمت اصلی مدل 3.0 TDI S Line اضافه می‌کند.


خب سؤال این است که با این مبلغ اضافی چه چیزی به دست می‌آورید؟ خب رینگ‌های جدید واضح‌ترین تغییر SQ7 ورسپرانگ هستند. این خودرو از رینگ‌های عظیم 22 اینچی آئودی اسپورت سود می‌برد. جلوپنجره، ریل‌های سقف و تریم شیشه‌های جانبی به رنگ مشکی درآمده و چراغ‌های جلوی ماتریکس LED نیز از دیگر ویژگی‌های انحصاری این نسخه می‌باشند.


کابین نیز خوبی‌های زیادی دارد. صندلی‌ها دارای روکش چرم نرم با دوخت‌های الماسی بوده و همچنین چرم بیشتری روی پانل درب‌ها و استراحت گاه دست بکار رفته است. البته نباید پوشش سقف از جنس آلکانترا را فراموش نمود. صندلی‌های جلو و عقب هم از نوع گرم شونده هستند.


پکیج تکنولوژی ارتقا یافته به این معنی است که کاکپیت مجازی فوق‌العاده‌ی آئودی به همراه هد آپ دیسپلی به‌صورت استاندارد در SQ7 ورسپرانگ وجود دارند. صفحه‌نمایش 12.3 اینچی روبروی راننده با صفحه 8.3 اینچی سیستم اطلاعات سرگرمی ترکیب شده و عصر مدرن خودروها را به ما یادآوری می‌کنند. گرافیک صفحات نمایش تیز بوده و منوها نیز طراحی خوبی دارند اما از بین سه روش اصلی بکار گیری صفحه‌نمایش تنها کلیک روی آن مفید بوده و تاچ پد و کنترل صوتی ضعیف عمل می‌کنند. جدیدترین تنظیمات سیستم اطلاعات سرگرمی آئودی که در A8، A7 و A6 بکار رفته‌اند یک سر و گردن بالاتر هستند.


تغییرات فنی زیادی در مقایسه با مدل استاندارد اعمال نشده بنابراین مدل ورسپرانگ ادیشن همان سواری SQ7 را دارد و این موضوعی خوب است. هندلینگ این خودرو اصلاً شبیه خودرویی 2.3 تنی نیست. بله قطع وزن بالای خودرو را احساس خواهید کرد اما زمانی که SQ7 سرعت گرفت آن را واقعاً پایدار، چابک و مطمئن خواهید یافت.


آئودی خودرویی بسیار راحت است. رینگ‌های 22 اینچی کمی روی سواری آن تأثیر گذاشته‌اند و صدای لاستیک‌های پهن نیز به گوش می‌رسد اما علیرغم این موضوع، آئودی SQ7 همچنان یکی از راحت‌ترین و آرام‌ترین خودروهای بازار است.


سیستم تعلیق بادی و سیستم ضد لغزش هوشمند آئودی نقشی پررنگ در کنترل فوق‌العاده‌ی حرکات بدنه بر عهده دارد. به منظور کنترل بدنه در سر پیچ‌ها میله‌های ضد لغزش آئودی در جهتی متضاد عمل می‌کنند. برای انجام این کار سیستم یاد شده 1200 نیوتون متر گشتاور را از طریق موتور خود ایجاد می‌کند.

اما خود پیشرانه داستان دیگری دارد. نمونه 8 سیلندر 4 لیتری توئین توربوی دیزلی عملکرد برجسته‌ای را نشان می‌دهد. یک کمپرسور الکتریکی به دو توربوی این خودرو کمک کرده و باعث می‌شود در دورهای پایین فورا وارد عمل شوند و تقریباً تأخیر توربو وجود نداشته باشد. نتیجه این کار پاسخ سریع پدال گاز و شتاب گیری آنی است. شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت زیر 5 ثانیه نیز برای نگران کردن مالکان فولکس گلف R کافی می‌باشد.

صدای این قدبلند آلمانی هم عالی بوده و در زمان شتاب گیری سنگین شاهد صدایی بم و عمیق از یک پیشرانه 8 سیلندر هستیم.


با تمامی این تفاسیر شاهد مصرف نسبتاً کم سوخت توسط SQ7 ورسپرانگ هستیم. رینگ‌های بزرگ کار رفته کمی روی مصرف سوخت خودرو تأثیر گذاشته‌اند اما در دنیای واقعی می‌توانید انتظار مصرف سوخت کم در بزرگراه را داشته باشید.


اما آیا این خودرو ارزش بالایی دارد؟ خرید لیزینگی این خودرو شامل سپرده 10 درصدی و پرداخت ماهانه 1085 پوندی است که 190 پوند در هر ماه بیشتر از SQ7 می‌باشد؛ اما تمامی این مبالغ پیش از انتخاب آپشن ها در نسخه استاندارد می‌باشد و در صورتی که آپشن ها را انتخاب کنید تقریباً به قیمت مشابهی خواهید رسید.


آئودی SQ7 بی‌شک یکی از بهترین خودروهایی است که می‌توانید بخرید. این خودرو ترکیبی عالی از پرفورمنس، راحتی، فضای داخلی زیاد و مصرف سوخت کم را ارائه می‌کند. نسخه سفارشی ورسپرانگ آن نیز تأثیر منفی روی ترکیب یاد شده نداشته اما خب قیمت بالاتری دارد. این خودرو در زمان خرید لیزینگی تفاوت چندانی با نسخه استاندارد ندارد اما جدای از آن شکی وجود ندارد که خودرویی کاملا گران‌بها می‌باشد.

مشخصات آئودی SQ7 4.0 TDI کواترو ورسپرانگ ادیشن

  • قیمت: 89905 پوند
  • پیشرانه: 8 سیلندر 4 لیتری بای توربو دیزل
  • قدرت/گشتاور: 429 اسب بخار/900 نیوتون متر
  • گیربکس: 8 سرعته اتوماتیک، چهار چرخ محرک
  • شتاب صفر تا 100 کیلومتر در ساعت: 4.9 ثانیه
  • حداکثر سرعت: 250 کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: 7.6 لیتر در هر صد کیلومتر

منبع: autoexpress


شما مخاطبين عزيز سايت تکاوران سایبری از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت مجله خودرو


سلام خدمت مخاطبين سایت مجله خودرو در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

شاسی‌بلند کاملاً جدید نیسان ترا که مختص بازارهای آسیایی می‌باشد اوایل سال جاری رونمایی شده و در تایلند روی خط تولید خواهد رفت.


این قدبلند ژاپنی از پیشرانه 2.3 لیتری توئین توربوی دیزلی با قدرت 190 اسب بخار و گشتاور 450 نیوتون متری سود خواهد برد. پیشرانه یاد شده به یک گیربکس 7 سرعته اتوماتیک متصل شده و نیسان ادعا می‌کند ترا با این پیشرانه دارای بهترین شتاب گیری در کلاس خود خواهد بود.


ترا که بخشی از برنامه تجاری MOVE 2022 نیسان می‌باشد در تایلند و به منظور تأمین نیازهای بازارهای جنوب غربی آسیا ساخته خواهد شد. این شاسی‌بلند دارای ساختار بدنه روی فریم بوده و بنابراین از نظر آفرود خودروی قابلی خواهد بود. در واقع نیسان این خودرو را به یک برنامه تبلیغاتی در مسیرهای سرسخت برده و از خبرنگاران نیز دعوت کرده است.


از جمله ویژگی‌های کلیدی نیسان ترا می‌توان به سیستم چهار چرخ محرک با قفل دیفرانسیل الکترونیکی و دیفرانسیل لغزش محدود اشاره کرد. این خودرو دارای سیستم کمک به حرکت در سربالایی، دستیار حرکت در سرپایینی، دوربین 360 درجه با تشخیص اشیای متحرک، هشدار نقاط کور، هشدار خروج خودرو از مسیر و آینه وسط هوشمند می‌باشد.


نیسان همچنین اعلام کرده قیمت ترای تک دیفرانسیل مجهز به گیربکس اتوماتیک در تایلند از 39543 دلار آغاز خواهد شد. ارزان‌ترین مدل دو دیفرانسیل این خودرو 42878 دلار قیمت دارد.


شاسی‌بلند هفت‌نفره نیسان در چین هم عرضه شده و توسط نمایندگی‌های دانگ فنگ نیسان و زنگ ژو نیسان و تنها با پیشرانه 2.5 لیتری نیسان ناوارا در دسترس می‌باشد.

[دانلود ویدئو]


شما مخاطبين عزيز سايت تکاوران سایبری از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت مجله خودرو


سلام خدمت مخاطبين سایت مجله خودرو در اين پست مطالبی با ارزش و خواندنی قرار داده ایم امیدواریم با مطالعه آن نهایت استفاده را ببرید

اگر از اين پست لذت برديد و خوشتون امده در صفحات اجتماعي خود به اشتراک بگذاريد تا ديگران هم استفاده کنند.

و همچنين خواهشمنديم با نظرات و پيشنهادات خود ما را ياري بفرماييد

با گذاشتن نظر در قسمت دیدگاه ها می توانید ما را در بهتر شدن یاری کنید

تیونر معتمد ب‌ام‌و یعنی آلپینا همواره سعی کرده فاصلهٔ مناسبی را با محصولات بخش M ب‌ام‌و حفظ کند؛ اما بااین‌حال تعدادی از ساخته‌های این شرکت به قلمروی محصولات M ب‌ام‌و وارد شده‌اند. یکی از این خودروها، آلپینا B5 جدید است که تقریباً در هر زمینه‌ای بسیار به ب‌ام‌و M5 نزدیک شده است. این موضوع بسیاری از کسانی که قصد خرید M5 دارند را دچار تردید کرده و آن‌ها را در دوراهی سختی قرار می‌دهد. به همین دلیل این دو برادر ناتنی را به جدالی رودررو دعوت کرده‌ایم تا در پایان به این سؤال پاسخ دهیم که آیا آلپینا B5 می‌تواند حریف ب‌ام‌و M5 شود و اینکه کدام‌یک از این دو سدان اسپرت انتخاب بهتری خواهد بود؟ ب‌ام‌و M5 یا آلپینا B5؟ در پایان این رقابت پاسخ این سؤالات را خواهیم فهمید.

برخلاف M5، آلپینا مدل B5 را بر اساس نسخهٔ معمولی ب‌ام‌و سری 5 ساخته است اما نتیجهٔ کار همانند خودروهایی که توسط بخش M ب‌ام‌و ساخته می‌شوند، بسیار چشمگیر است. به همین دلیل درحالی‌که آلپینا خود اقدام به ساخت و تقویت پیشرانهٔ B5 کرده اما موتور این خودرو بسیار شبیه به قلب تپندهٔ M5 بوده و از لحاظ خروجی هم کاملاً به آن نزدیک است؛ بنابراین در سینهٔ هردوی این سدان‌ها قلبی تقریباً مشابه می‌تپد که از نوع 4.4 لیتری V8 توئین توربو است؛ اما درحالی‌که M5 قدرتی برابر با 600 اسب بخار و گشتاوری معادل 750 نیوتن متر دارد، B5 کمی قدرتمندتر است به‌گونه‌ای که پیشرانهٔ آن 610 اسب بخار قدرت و 800 نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند؛ بنابراین در بخش خروجی موتور خصوصاً از لحاظ گشتاور، برتری با B5 است.

اما هنگام رانندگی با این دو خودرو، هرکدام شخصیت مختلفی را به نمایش می‌گذارند که آن‌ها را از هم متمایز می‌کند. در بین این دو خودرو، آلپینا لوکس‌تر و آرام‌تر است و حتی با وجود رینگ‌های بزرگ با لاستیک‌های فاق کوتاه، سواری بسیار نرم و راحتی را ارائه می‌کند که می‌توان از این لحاظ آن‌را با ب‌ام‌و سری 7 قابل‌مقایسه دانست. علاوه بر این، پیشرانهٔ B5 نیز بسیار روان و پر کشش عمل می‌کند تا جایی که گویی هیچ توربوشارژری در آن وجود ندارد زیرا در آن تقریباً هیچ تأخیر توربویی دیده نمی‌شود و به همین دلیل احساسی شبیه به موتورهای تنفس طبیعی دارد. این در حالی است که نیروی بی‌وقفهٔ موتور توسط یک گیربکس هشت سرعتهٔ اتوماتیک ZF به هر چهارچرخ انتقال پیدا می‌کند که عملکرد بی‌نقصی دارد؛ بنابراین در همین ابتدای رقابت آلپینا B5 کاملاً قدرت و توانایی‌های خود را به M5 نشان می‌دهد.

در بخش طراحی ظاهری اما بخش M ب‌ام‌و سعی کرده با استفاده از قطعاتی چون سپر جلوی متفاوت با ورودی‌های هوای بزرگ‌تر، رکاب‌های برجسته و جلوپنجرهٔ مشکی‌رنگ، ظاهری اسپرت و وحشی به M5 ببخشد؛ اما بااین‌حال وقتی M5 در کنار خودروی ظریف و لوکسی چون B5 قرار می‌گیرد، انتخاب ماشین زیباتر کاملاً دشوار می‌شود؛ بنابراین باید برندهٔ این قسمت را به سلیقهٔ افراد واگذار کرد؛ اما تفاوت شخصیت این دو خودرو در کابین آن‌ها هم احساس می‌شود. در اینجا آلپینا تودوزی سری 5 را با استفاده از متریال نفیس و عالی از نو دوخته و تهیه کرده و با استفاده از تِم آبی‌رنگ در صفحه آمپر دیجیتالی خودرو، فضایی لوکس و آرام ایجاد شده است؛ اما در طرف مقابل، کابین M5 با ویژگی‌هایی چون عناصر قرمزرنگ، کاملاً اسپرت به نظر می‌رسد.

همچنین درحالی‌که در سیستم اطلاعاتی-سرگرمی B5 بسیاری از عملکردها در زیرمنوها مخفی شده‌اند، سیستم اطلاعاتی-سرگرمی M5 منوهای زیادی دارد. علاوه بر این، در کابین M5 دکمه‌هایی برای ایجاد تنظیمات شخصی وجود دارد که از طریق آن‌ها برنامه‌ریزی فرمان، تعلیق و پیشرانه کنترل شده و راننده می‌تواند تنظیم کند که تا چقدر خودرو تهاجمی باشد. بعلاوه، دو دکمهٔ قرمزرنگ M هم روی غربیلک فرمان تعبیه شده که امکان دسترسی سریع به تنظیمات شخصی را فراهم می‌کنند. به خاطر این ویژگی‌ها، کابین M5 هیجان‌انگیزتر است و هرچند کابین B5 هم بسیار خوب است اما حس هیجان و تهاجمی M5 را ندارد.

در بخش عملکرد اما با توجه به اینکه دو خودرو از لحاظ قدرت، گشتاور و وزن بسیار به هم نزدیک بوده و از گیربکس یکسانی هم استفاده می‌کنند، تفاوت چندانی احساس نمی‌شود. البته باوجوداینکه B5 کمی قدرتمندتر بوده و 50 نیوتن متر گشتاور بیشتری هم دارد، ولی در بخش شتاب گیری M5 یک‌دهم ثانیه سریع‌تر بوده و ظرف 3.4 ثانیه از صفر به سرعت صد کیلومتر در ساعت می‌رسد. یکی از دلایل شتاب بیشتر M5، شخیصت و خوی وحشی و اسپرت آن است. به همین دلیل درحالی‌که هنگام شتاب گیری در B5 احساس می‌کنیم از یک منجنیق رها شده‌ایم، M5 احساسی مانند شلیک از توپخانه را دارد؛ بنابراین در جاده‌های خشک، صاف و مستقیم M5 بخصوص به لطف صدای بسیار بلندتر پیشرانه، سواری هیجان‌انگیزتری دارد. البته این تنها دلیل سریع‌تر بودن M5 از B5 نیست زیرا برخورداری از لاستیک‌هایی با دو سایز پهن‌تر در جلو و یک سایز باریک‌تر در عقب نسبت به B5 نیز در سریع‌تر بودن این خودرو نقش دارد.

بنابراین آیا باید B5 را بازندهٔ این نبرد دانست؟ به‌هیچ‌عنوان زیرا عملکرد M5 بدون نقص نیست که این نقص‌ها در B5 دیده نمی‌شوند. مثلاً سرعت فوق‌العادهٔ M5 موجب شده که خودروی راحتی برای رانندگی سریع نباشد. به‌عبارت‌دیگر، M5 خودرویی بسیار وحشی است و راننده همواره باید افسار آن‌را در دست داشته باشد. به همین دلیل راننده در B5 اعتمادبه‌نفس و آرامش بیشتری نسبت به M5 دارد. یکی از دلایل این موضوع، دقت بیشتر و وزن بهتر سیستم فرمان B5 است. البته M5 کنترل بدنهٔ بهتری دارد اما بااین‌حال واقعیت این است که B5 احساس طبیعی‌تر و قابل‌پیش‌بینی‌تری داشته و اطمینان خاطر بیشتری به راننده می‌دهد. علاوه بر این، احساس ترمز گیری هم در B5 به لطف برخورداری از دیسک‌های ترمز سرامیکی سفارشی، بهتر است.

به پایان این رقابت جذاب و نفس‌گیر نزدیک می‌شویم. طی این نبرد، هریک از این سوپرسدان‌های آلمانی در قسمتی برتری خود را نشان دادند و به همین دلیل انتخاب پیروز رقابت بسیار سخت است. ما نسل قبلی M5 را دوست نداشتیم زیرا خودروی چندان دلپذیری برای رانندگی سریع نبود اما نسل جدید این خودرو در هر قسمتی که برای ما اهمیت دارد بهبود یافته و از همه مهم‌تر اینکه سریع‌تر شده است؛ بنابراین هشت سال بعد از کنار رفتن M5 V10 نسل E60، ب‌ام‌و با ساخت نسل جدید این ماشین، دوباره M5 را به خودرویی هیجان‌انگیز تبدیل کرده است. علاوه بر این، M5 جدید درعین‌حال خودرویی کاملاً قابل‌استفاده است و روح M5 نسل E34 اوایل دههٔ 90 را یادآوری می‌کند. این واقعاً یک ماشین عالی است.

از طرف دیگر اما آلپینا B5 هم خودروی کاملاً شایسته‌ای است. B5 ماشینی فوق‌العاده و کاملاً خیره‌کننده است که شاید در ظاهر نشان ندهد اما هرگز چیزی از M5 کم ندارد؛ بنابراین انتخاب اصلی این است که آیا خودروی هیجان‌انگیزتر بهتر است یا خودروی راضی‌کننده‌تر؟ اگر این مقایسه‌ای بین خودروهای اسپرت بود، دلایل قدرتمندی برای انتخاب M5 به‌عنوان خودروی برتر وجود داشت؛ اما این‌ها خودروهایی هستند که عمدتاً مالکین مسافت‌های زیادی را با آن‌ها می‌پیمایند و تعداد کمی از مالکین از توانایی‌های اسپرت آن‌ها استفاده می‌کنند؛ بنابراین هرچند ممکن است گفته شود که نقص‌های M5 توسط عملکرد قدرتمند آن جبران می‌شوند اما شاید هیچ‌گاه از همهٔ توانایی‌های این خودرو استفاده نشود. به همین دلیل چون B5 خودروی بسیار خوبی برای رانندگی بوده و رانندگی معمولی و روزانه با آن ساده‌تر و راحت‌تر است، این آلپینا B5 است که پیروز رقابت ما لقب می‌گیرد.

 

مقام اول آلپینا B5

اگر تاکنون این سؤال در ذهن شما بوده که آیا آلپینا می‌تواند خودرویی بسازد که بهتر از محصولات M ب‌ام‌و باشد، پاسخ این سؤال قطعاً مثبت است.

 

مقام دوم ب‌ام‌و M5

این یک سوپرسدان واقعی است که شخصیت اصلی M5 را بازگردانده است اما در این رقابت در برابر حریف بی‌نقص و خیره‌کنندهٔ خود مغلوب شد.

 

 

مشخصات فنی

 

آلپینا B5

ب‌ام‌و M5

قیمت 89,000 پوند 89,645 پوند
پیشرانه 4.4 لیتری V8 توئین توربو 4.4 لیتری V8 توئین توربو
قدرت 610 اسب خار 600 اسب بخار
گشتاور 800 نیوتن متر 750 نیوتن متر
گیربکس 8 سرعته اتوماتیک 8 سرعته اتوماتیک
محور محرک چهارچرخ چهارچرخ
وزن خالص 1950 کیلوگرم 1930 کیلوگرم
شتاب صفرتاصد 3.5 ثانیه 3.4 ثانیه
حداکثر سرعت 330 کیلومتر/ساعت 250 کیلومتر/ساعت
مصرف سوخت 10.5 لیتر 10.5 لیتر
تولید آلایندگی 240 گرم/کیلومتر 241 گرم/کیلومتر

 

 منبع: Autocar

 


شما مخاطبين عزيز سايت تکاوران سایبری از اين پس با مراجعه به وب سايت ما مي توانيد جديد ترین مطاب را مطالعه کنید و از خواندن ان ها لذت ببريد

وچنانچه انتقادي به سايت ما داشتيد مي توانيد در قسمت نظرات ما را در جريان بگذاريد

سایت مجله خودرو

دوستان

دسته‌ها